146.
تقدیم به من و تو .
کارگرای شیفتِ شب و روز.
هنرمندای ساکت.
لایق های یک لا قبا.
غربتی های هر شهر.
وصله های ناجور اجتماع.
سرگردون اجتماع دو رویی و کثافط.
مهره های آخر بازی شطرنج. کی هی تکون می خوریم تا بجنگیم. با اینکه می دونیم اساسا برد برای ما نوشته نشده!
در هیچ زاده شدیم،در هیچ زندگی کردیم ولی هرگز راضی نشدیم برای هیچ بمیریم.
زندگی کابوس بیداریِ من و توعه.
و ما...بیچاره های چهار راهِ همیشه قرمز، از هر طرفی هم که راه بیفتیم میون جبر و حادثه قسمتمون ما شدنه.
تقدیم به تو!
به شجاعت و لیاقتت.
تقدیم به من!
به زجه ی آرزو و اشکِ مهتابِ مرداب تنهایی.
#هانی_کا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر ۱۴۰۳ ساعت 9:26 توسط هانیه کاویانی
|
مینویسم...